محمد رضا طباطبايى تبريزى
24
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )
كفشدار پول نداده ، بسى بىحرمتى ديده و مىشنيدند و به خادمان و مطوّفان حرم محترم وجه مقرّرى خادمان و مطوّفان حرمين شريفين را نداده ، او را منفعت خود مىدانستند و حال آنكه آنها هم در اخذ وجوهات رسمى ، در مكهء معظّمه يا در مدينهء طيّبه ، طورى اسباب فراهم آوردهاند كه مفرّ ممكن نيست . پس اگر خود حجّاج بدون ملاحظه اين جور وجوهات جزئى را بدهند ، نه آنها بدسلوكى را مىكنند و نه اينها آبروى خود را به دست مىريزند . شخص آبرومند نبايد پول را محبوبتر از آبروى خود داند و باعث بدنامى جمعى باشد . از نكاتى كه وى روى آن حساسيت دارد ، توجه دادن زائران به حيلههاى افراد متقلّب است ؛ كسانى كه بهخصوص دربارهء وسائل نقليهء سفر ، بهويژه كشتى ، انواع و اقسام فريبها را بهكار مىبرند تا پول حاجى را تصاحب كنند . يك نمونهء آن را چنين بيان مىكند : از جملهء تقلّبهاى ايشان در اين شهر اين است كه به منزل بعض حجاج بىبصيرت آمده ، مىگويند كشتى خوب ، متعلّق به فلان كمپانيه ، امروز وارد ليمان شد و غروب به طرف جدّه حركت مىكند و از همهء كشتىها حجّاج را ارزانتر مىبرد . به ملاحظهء ارزانى و خوبى و تندروى ، بيچاره حاجى گول خورده راضى مىشود كه پول بدهد و از او بليت بگيرد . بعد از آنكه پول گرفت بليت غير معلومى كه اغلب به خط فرنگى نوشته شده ، نه تعدادش و نه انتهاى مسافتش مفهوم آن است در دست آن بيچاره داده ، سرگردان و معطّل مىنمايند ؛ چنانكه جمعى از حجاج را گرفتار اين سرگردانى ديديم . نمونههاى ديگرى از فريب و كلك هم وجود دارد كه از آنچه گذشت فنىتر و حرفهاىتر است . استفاده از مواد بىهوشى و دزدى ، يكى روشهايى است كه افراد دزد و شرير ، بعد از آنكه زائر را به كمينگاه مىكشانند ، اعمال مىكنند : بىنظمى خود ولايت كافى نيست كه در موسم حج چاپلوسان روزگار و طرّاران غدّار ، از اكناف عالم به جهت صيد اهل حرم احرام بسته به انواع دزدىها و تقلبّات مىپردازند ؛ از جمله تقلبّاتى كه دارند ، يكى اين است كه حاجى